بهمن ۲۳م, ۱۳۸۸
آ
± آزک /ăz‚k/: باز؛ دوباره؛ دیگر بار
± آق ملّا /aqmlla/: {آق مرزا /ăqm‚rză/} شوهر خواهر
± آق مرزا: ]نک: آق ملّا[
± آغشکه /kašăq/: {آغشگه/ăqšga/؛ آغشغه/ăqšqa/}: پنجرهی کوچک
± آغال /ăqăl/: جای نگهداری گوسفندان، در بند کردن چیزی به وسیلهی چیز دیگر
± آو /ăw/: آب
± آودوزدک /ăwduzdak/: نوعی سوسک
± آو عینه کیدن /ăw-ayna kidan/: {آو اَینه کیدن}: آراستن و مرتب کردن موی سر با استفاده از آب در جلوی آینه
الف
± اتش /atash/: آتش
± اتش برق /at‚šbarq/: رعد و برق؛ آذرخش
± اتش گاو /at‚š-găw/: میله ای طویل و نسبتا قطور که برای به هم زدن مواد آتشزای داخل تنور یا کوره (مانند هیزم) و برافروختهتر کردن آتش استفاده میشود
باقی در ادامه مطلب . . .
سعید چابکی |

