«شهر نیشابور شهری است بزرگ كه در آن وفور نعمت و همهٔ وسایل هست. زيرا این شهر جایگاهی نيكو دارد. اين شهر پایتخت استان ماد است و در نزدیك آن معادن معروف فیروزه قرار دارد. اين جواهرات را در سایر نقاط ایران هم می‌توان يافت. اما فیروزه‌های این معادن از مرغوب‌ترین آن‌هاست. فيروزه را در جاهای خاص از زمین و نیز در بستر رودخانه‌ای كه از كوهی در پشت شهر سرچشمه می‌گیرد به دست می‌آورند. همهٔ اين شهرستان نیشابور بسیار پرجمعیت است و این محل جای بسیار خوش و مفرحی است برای زندگی. در اینجا استان ماد پایان می‌یابد و استان خراسان شروع می‌شود كه استانی است بسیار بزرگ.»
لارنس لُكهارت مي گويد : « در سراسر خراسان شهری در سلامت هوا و پهناوری و پرعمارتی و تجارت و کثرت مسافر به پای نیشابور نمی‌رسد.»
حرف خ
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۸

خ

±      خاد /xăd/: خود

±      خادخادی /xădxădi/: خودِخودم

±      خادشه وبای دایه /xădša wa băy dăya/: خودش را باخته؛ تحت تاثیر قرارگرفته است؛ کار را از حد گذرانده است

±      خارجگینی /xarej,gini/: خارجی

±      خاش /xăš/: مادر همسر

±      خاو /xăw/: خواب

±      خپینه /xapiyana/: مخفیانه؛ پنهانی

±      ختم /xat,m/: 1. پایان ۲٫ زرنگ (ختم روزگار: سرد و گرم چشیده‌ی روزگار و زرنگ و ذوفنون)

±      خچار /x,čăr/: فشار

±      خدروا /x,drawă/: ۱٫ گیاهان خود رو ۲٫ جایی که در آن گیاهان خود رو  می‌ید

±      خراس /x,răs/: آسیای دستی

باقی در ادامه مطلب . . .

 


ادامه مطلب…

Popup By Puydi