بهمن ۲۴م, ۱۳۸۸
ش
± شاخشنه /šăx-šana/: تهدید؛ ترساندن
± شاخ کیدن /šăx kidan/: به هم زدن مواد سوختنی آتش با یک میله (مثلا اتشگاو)؛ برافروخته کردن آتش
± شبوش /š,buš/: شپش
± شبه /š,beh/: شبیهخوانی؛ تئاتر مذهبی واقعهی کربلا و …
± شپّات /šoppăt/: سیلی؛ کشیده
± شپلق /šapalaq/: صدای برخورد ناگهانی چیزی به چیز دیگر
± شتّاح /šattah/: کسی که به دیگران فرصتی برای ابراز عقیده و دفاع از حقوق خود را نمیدهد
± شتُّ پُت کیدن /šatt-o pot kidan/: چاخان نمودن و پر ادعا سخن گفتن
± شخ /šax/: راست؛ ایستاده
باقی در ادامه مطلب . . .
سعید چابکی |

